تصوف و عرفان از دیدگاه علامه استاد شهید مرتضی مطهری - ۲

بخش دوم : شیوه تربیتی صوفیه


در قسمت دوم نوشته های او عرفان به عنوان عرفان عملی یا طریقت ، به عنوان راه درمان و اصلاح روح بشری و تسهیل راه کمال به سوی خداوند توصیف شده است . این مبحث که می تواند به اصلاح طلاب و دانشجویان دین کمک کند را به عنوان طریقت یا عرفان عملی می توان در آثار وی جستجو نمود . مطهری در این قسمت نیز به چهار نکته مهم و پی در پی اشاره می کند :

نکته اول : طریقت یا عرفان عملی و اثبات وجوب مرشد


اسلام یعنی عمل کردن به شریعت مقدس اسلام . ولی شریعت پوسته ای است که معنای آن طریقت است و از معنای اسلام که طریقت است ، حقیقت که توحید است نتیجه می شود . ایشان این مساله را اینگونه توضیح می دهند :

« عرفا معتقدند که باطن شریعت راه است و آن را طریقت گویند و پایان این راه حقیقت است ، یعنی توحید به معنی که قبلا به آن اشاره شد که پس از فناء ، عارف از خود و انانیت خود دست می شوید . این است که عارف به سه چیز معتقد است : شریعت ، طریقت ، حقیقت . معتقد است که شریعت وسیله یا پوسته ای برای طریقت و طریقت پوسته یا وسیله ای برای حقیقت است . » (۱)

سپس ایشان در هم‌سنجی کلام عرفا و فقها می فرمایند : که شریعت همانا قوانین مربوط به اعمال و رفتار خارجی است که فقه عهده دار آن است و به واسطه احکام ابلاغ می شوند ، و طریقت در لسان فقها همان اخلاق است که وظایف انسان را تبیین می کند و حقیقت همانا حاصل باور و اجرای به آن ، که این تفسیر با حدیث نبوی ذیل هماهنگی دارند : الشریعه اقوالی و الطریقه افعالی و الحقیقه احوالی .
آنگاه در جایی دیگر می بینیم که ایشان متذکر می شوند که یکی از اشکالات جوامع مسلمان و بخصوص مدرسین و محصلین حوزه های علمی دینی آن است که از بخش دوم یعنی اخلاق به زبان فقها ، یا طریقت به زبان عرفا و متصوفه ، غافل مانده اند .

نکته دوم : غفلت از کارکرد درمانگری عرفان عملی

 

« یکی از علل عدم موفقیت در تزکیه نفس این است که تعلیم اخلاقی ، در میان ما به صورت تعلیم و تدریس وجود دارد ، نه به صورت سازندگی و درمانگری . » (۲)

به دیگر سخن نظر مطهری این است که اقوال یا شریعت ، که به شکل احکام تدریس می شود ، برای تزکیه نفس کافی نیست ، یعنی همان قول امام خمینی که با داشتن قرآن و احادیث باز نیاز به راهنما و مرشد الهی است . این نیاز با عرفان عملی یا سیر و سلوک پاسخ داده می شود که بایستی در ظل راهنمایی مرشدی ربانی ، یا خضر زمان ، انجام گیرد و عرفا آن را به عنوان طریقت یاد می کنند :

« عرفان عملی عبارت است از سیر و سلوک انسان ، یا بیان سیر و سلوک انسان الی الله ، و یا به عبارت دیگر بیان حالات و مقامات انسان در سیر به سوی حق که از اولین منزلی که عرفا آن را یقظه نام می نهند ، یعنی منزل بیداری شروع می شود تا به آخرین منزل که به منزل وصول به حق است و آنها ( یعنی عرفا ) آن را تعبیر به توحید می کنند . یعنی از نظر عارف توحید حقیقی جز با وصول به حق حاصل نمی شود ، یعنی توحیدهای قبل از این مرحله را عارف توحید نمی داند . شما اگر منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری را ملاحظه کرده باشید ، می بینید که منازل سلوک را بیان کرده است و به صورت صد منزل ، و ده منزل ده منزل تقسیم کرده است از بدایات شروع می شود تا به نهایات منتهی می شود . » (۳)

آنگاه ایشان این طریقه تزکیه را این چنین می ستاید که :

« از نظر عرفا این مساله تجربی و آزمایشی است . و از همه نزدیک تر همین عرفان عملی است و احیانا فرنگی ها هم اینها را به عنوان تجربیات درونی تعبیر می کنند ... و این از نظر روان شناسی یک وادی ناشناخته ای است . و هر روان شناسی نمی تواند روان شناسی عرفانی را درک کند ، زیرا تا کسی عملا به دنیای روح وارد نباشد ، چه را می خواهد آزمایش کند ؟ تنها یک عالم روان شناس عارف سالک می تواند ادعا کند که من روان شناسی عرفانی را می توانم بیان کنم و توضیح دهم . » (۴)

پس عرفان عملی ، یا طریقت ، که تنها راه تزکیه است تنها با وارد شدن و عمل کردن به طریقت ممکن می شود و نه با درس خواندن و حفظ کردن ، و به قول خواجه شیراز :

بشوی اوراق اگر هم درس مایی / که علم عشق در دفتر نباشد

 

نکته سوم : مقایسه شیوه های تربیتی حوزه و صوفیه


نکته سوم اندیشه وی با تحولی آغاز می شود که نشان دهنده سلوک عملی ایشان در عرفان عملی است . مرحوم آیت الله حسین حسینی تهرانی شاگرد ... علامه طباطبایی ... مساله تحول باطنی مطهری را این گونه توصیف می کند :

« دوست مکرم و سرور ارجمند مهربان تر از برادر ما مرحوم آیت الله شیخ مرتضی مطهری رضوان الله علیه که سابقه آشنایی ما با ایشان متجاوز از سی و پنج سال بود پس از یک عمر درس و بحث و تدریس و خطابه و کتابت و موعظه و تحقیق و تدقیق در امور فلسفه با ذهن رشیق و نفس نقاد خود بالاخره در این چند سال آخر عمر خود بالعیان دریافت که بدون اتصال به باطن و ربط با خدای منان و اشراب دل از سرچشمه فیوضات ربانیه اطمینان خاطر و آرامش سر [ به كسر سین ] نصیب انسان نمی گردد ، و هیچ گاه نمی تواند در حرم مطهر خدا وارد شود یا گرداگرد آن طواف کند و به کعبه مقصود برسد . » (۵)

حاصل این درمان و تحول باطنی تغییر نگرش مطهری به سویی است که علل توفیق نیافتن کامل حوزه را نیز عبارت از ترک همین سنتی می داند که عرفا و صوفیه پرچم دار عملی اجرای آن بوده و هستند : یعنی شاگردی و بیعت با استادی ربانی که خضر وار موسی های زمان را به سوی کمال حق راهنمایی کند .
و البته طی کردن راه طریقت یا عرفان عملی ، یعنی ورود در سیر و سلوک عرفانی به تنهایی ممکن نیست ، این کار می بایستی نزد استادی که به قول امام خمینی مسند ارشاد داشته باشد و ملقب و معروف به خضر زمان است ، انجام شود .

« یکی از علل عدم موفقیت در تزکیه نفس این است که تعلیم اخلاقی ، در میان ما به صورت تعلیم و تدریس وجود دارد ، نه به صورت سازندگی و درمانگری . به گفته بزرگان احتیاج به معلم و دلیل راه را در زندگی حضرت موسی (ع) به خوبی می بینیم . آن حضرت در ابتدا مامور می شود که در خدمت شعیب پیامبر چند سالی را بگذراند تا آماده آن شود که در وادی ایمن قدم نهاده ، شنوای ندای جانبخش انی انا الله حضرت حق شود .

شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد / که چند سال به جان خدمت شعیب کند

و در آخر کار مقتدا و صاحب تورات شد ماموریت می یابد که از حضرت خضر (ص) علم لدنی فراگیرد .

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن / ظلمات است بترس از خطر گمراهی » (۶)

 

نکته چهارم : نشانه های سلوک طریقتی استاد


مساله وجوب خضر زمان در ادامه طریق الی الله را ما در بخش نخست به تفصیل باز گفته ایم . نکته بسیار قابل توجه در اینجا توجه استاد به این نکته است که این عمل فضیلت مندانه ای که وجوب مرشد و معلم ربانی را تنها راه نجات می داند را تنها می توان در میان صوفیه دید ، و از میان عرفا و متصوفه اخیر تنها نام دو تن از همین خضرهای زمان که از اقطاب سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی هستند را ذکر می فرماید :

« احتیاج به مرشد و مربی ، برای درمان بیماری های جان و فکر و سازندگی انسان ، تنها در میان متصوفه رسمیت یافته که در این مورد می توان به رساله ولایتنامه ملا سلطانعلی (۷) و بستان السیاحه ملا زین العابدین شیروانی (۸) که به یک واسطه از مشایخ ملا سلطانعلی است (۹) رجوع کرد . » (۱۰)

پس آنگاه از مولوی کمک گرفته می فرماید :‌

« پیر را بگزین که بی پیر ، این سفر / هست بس پرآفت و خوف و خطر
هر که او بی مرشدی در راه شد / او ز غولان گمره و در چاه شد
گر نباشد سایه پیر ای فضول / بس ترا سرگشته دارد بانگ غول

و دیگری گوید :

من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه / قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

امام سجاد (ع) نیز در دعای مکارم الاخلاق می فرمایند : و وفقنی لطاعه من سددنی و متابعه من ارشدنی . خدایا مرا به فرمانبرداری آن که به راه راستم آورد و پیروی آن که راهنماییم کرد ، توفیق ده . » (۱۱)

...

پاورقی :

 

۱. دوره کامل آشنایی با علوم انسانی / استاد مطهری .-- قم : تبلیغات اسلامی ، ۱۳۶۲ ؛ ص ۱۹۳
۲. جلوه های معلمی استاد .-- تهران : مدرسه ( وزارت آموزش و پرورش ) ، ۱۳۶۹ ؛ ص ۲۴
۳. عرفان حافظ / علامه مطهری .-- تهران : صدرا ، ۱۳۷۳ ؛ ص ۱۲
۴. عرفان حافظ / علامه مطهری .-- تهران : صدرا ، ۱۳۷۳ ؛ ص ۱۲ و ۱۳
۵. رساله لب الالباب از سیر و سلوک اولی الالباب / علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی .-- انتشارات آموزش انقلاب اسلامی ،۱۳۶۰ ؛ ص ۱۹۷
۶. جلوه های معلمی استاد .-- تهران : مدرسه ( وزارت آموزش و پرورش ) ، ۱۳۶۹ ؛ ص ۲۴
۷. ملا سلطانمحمد بیدختی گنابادی سلطانعلیشاه صاحب تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده . قطب سی و چهارم سلسله نعمت اللهی .
- مطالعه بیشتر : نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم / سلطانحسین تابنده گنابادی رضاعلیشاه .-- تهران : حقیقت ، 
۱۳۸۵
۸. حاج ملا زین العابدین شیروانی مستعلیشاه . قطب سی و یكم سلسله نعمت اللهی .۹. علامه مطهری هوشیارانه با جانشین جناب مستعلیشاه دانستن جناب سلطانعلیشاه ، شاخه های جدا شده از سلسله نعمت اللهی در صد ساله اخیر را نادیده گرفته و سلسله درست سلوک و طریقت عملی را از جناب مستعلیشاه به جناب رحمتعلیشاه به جناب سعادتعلیشاه به جناب سلطانعلیشاه معرفی می کنند .
برای مطالعه بیشتر در موضوع پاورقی های 
۲۶ و ۲۷ مراجعه کنید به :
- درآمدی بر تحولات تاریخی سلسله نعمت اللهیه در دوران اخیر / دکتر سید مصطفی آزمایش .-- تهران : حقیقت ، 
۱۳۸۱
- رساله سعادتیه / نگارش آقا عبدالغفار اصفهانی .-- تهران : حقیقت ، 
۱۳۷۲ ؛ مقدمه کتاب۱۰. جلوه های معلمی استاد .-- تهران : مدرسه ( وزارت آموزش و پرورش ) ، ۱۳۶۹ ؛ ص ۲۴
۱۱. جلوه های معلمی استاد .-- تهران : مدرسه ( وزارت آموزش و پرورش ) ، ۱۳۶۹ ؛ ص ۵ و ۲۴

 

منبع :


جامعه شناسی تاریخی نظریه های متفکرین مسلمان : جامعه شناسی و انسان شناسی نزد متفکرین مسلمان / دکتر ح. ا. تنهایی .-- تهران : بهمن برنا ، 
۱۳۸۳ / فصل هجدهم : زمینه های اصلاح گرایی دینی در اندیشه های مطهری ؛ صص ۳۲۸ – ۳۴۱ / زیر عنوان « ۲. اصلاح در شیوه تربیت حوزه »