سرنوشت مرد منافقی که ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را باور نکرد
پس از تعيين حضرت على
عليه السلام به امامت از سوى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله كه به فرمان
خداوند در غدير خم انجام شد و حضرت فرمودند: « من كنت مولاه فهذا على مولاه »، نعمان بن حارث كه از منافقان بود، نزد پيامبر آمده و گفت: ما را به توحيد، نبوّت، جهاد، حج، روزه، نماز و
زكات، دستور دادى پذيرفتيم، حالا هم اين جوان را امام ما قرار دادهاى؟!
پيامبر صلى اللَّه عليه و
آله فرمود: « به فرمان خدا بود. »
او از شدّت ناراحتى به
خود نفرين كرد و در نفرين، از آیه 32 سوره انفال اقتباس كرد. (1)
وَ إِذْ قالُوا
اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا
حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَليمٍ ( انفال / 32 )
و آن هنگام را كه
گفتند: بار خدايا، اگر اين كه از جانب تو آمده حق است، بر ما از آسمان بارانى از
سنگ ببار يا عذاب دردآورى بر ما بفرست.
امّا هنوز چند قدمى
برنداشته بود كه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را به هلاكت رساند و آيات
اوّل سوره معارج نازل گرديد. «2» « سَأَلَ سائِلٌ
بِعَذابٍ واقِعٍ »