ثنای علی
از الف ، اسماء اعظم ، ایمن و امن و امان ---------- ابتدا و انتها و آخر و اَولا علی است
با ، باء بسمله ، بحر علوم و باب علم----------- بوتراب و بوالحسن ، بیننده و بینا ،علی است
پ ، پسر عمّ پیمبر ، پاکزاد و پاک دین ---------- پیشرو ، مَر پیروان را ، پیشوا بر ما علی است
ت ، توانا تیغ او تبّار و تند و تیز دم ---------- تاج بخش و تاج دار و تخت و تاج آرا علی است
ث ، ثنای وی ثمین دُرّ و ثوابی با ثمر ---------- ثانی و ثالث ندارد ، عروة الوثقی علی است
جیم ، جسم و جانِ او ، جان جمال ذوالجلال ---------- جلوه ی ذات جلاله ، جلّهُ شأنا علی است
چ ، چمن از چَهرِ بیچونش گرفته چتر گل ---------- چاره ساز و چاره جو ، چالاک در غَیرا علی است
ح ، حکیم حق پرست و حاکم حکم حمید ---------- حِیدر و هم حَیِّدَر ، حلّال مشکل ها علی است
خ، خداوند خدیوِ خوشخصال خوبرخ ---------- خَیِّر و خیبر گُشا ، خاقان کشورها علی است
دال ، دیندار و دوا بر دردهای دردمند---------- دیده و دست خدا ، در دشت و در دریا علی است
ذال ، ذوالقرنین و ذوالاکتاف ، در ذیلش ذلیل ---------- ذاکر و مذکور ، ذکر آت ذی القربی علی است
ر ، روان را روحِ روحِ رهنما و راهبر ---------- رحمت و راضی رضا و رَوضَة الخضرا علی است
ز ، زمان را زین و زیب و زینت و زیباست او ---------- زورمند و زُبده ، زوج زُهره ی زهرا علی است
ژ ، ژیان ، شیر دژم ، ژنرال اژدر در هژَبر ---------- ژَرف و ژاله جودِ وی ژُرژِ جهان پیرا علی است
س ، سزاوار ستایش ، سرور و سالار دین ---------- ساکن و سیّار سبحان الّذی أسرا علی است
ش، شهید و شاهد و شهد و شه و شاهنشه است ---------- شیر شرزه ، شهسوار شام تا بطحا علی است
صاد ، صاف و صفدر و صافیّ صمصام صفا ---------- صف شکن صدّیق و صادق صبح نور افزا علی است
ضاد ، ضرغام است و ضِیغم ضاربِ ضرب شدید ---------- خود ضیاء ضوبخش و بَیضَه و بَیضا علی است
طا ، طهور و طیّب و طاهر ، مطهّر هم طبیب ---------- طالب و مطلوب طیر شاخه ی طوبا علی است
ظا ، ظهیر و ظَهر و اظهر ، مظهر فتح و ظفر ---------- ظلّ او ظلّ خدا و ظاهر و پیدا علی است
عین ، علیم و اعلم و علم علوم عالم است ---------- علّت ایجاد عالم ، عالی و اعلی علی است
غین ، غیاث المستغیثین ، غیرتُ الله غیور ---------- غالب غزوات لا مغلوب ، در غزوا علی است
ف ، فهیم و فیلسوف و فانی فی الله فصیح ---------- فاتح و فتّاح فارس ، صاحب فتوا علی است
قاف ، قاضیّ قضا و قائد قوم قوی ---------- قائم اندر قاب قوسین ، قُرب اَو اَدنا علی است
کاف ، کارآگاه کار کارگاه کردگار ---------- کان و کَنز کبریا و جنّت المأوا علی است
گاف ، گفتارش گهر ، گُرز گرانش ، مرگبار ---------- گونه گندم گون ، گیرا گوهر رخشا علی است
لام ، لعل لب ، چو لؤلؤ ، لازم و ملزوم اوست ---------- لیس الاّ هو لَبیب و عاقل و دانا علی است
لام الف لا ، لا فتا الاّ علیُّ الله ، گفت ---------- گوی ، لا حول ولا ، لا سیف را ، الاّ علی است
میم ، میر مؤمنین ، مولی الموالیّ و مهین ---------- مهر و ماه و مه لقا ، محبوب ما فیها علی است
نون ، نوری نیّر و ناظم به نظم کائنات ---------- نامدار و نامور ، زیبنده و زیبا علی است
واو ، والیّ ولایت ، وارث وَخشورِ پاک ---------- او وزیر و او ولی ، والطّور و السّینا علی است
ه هوّز ، هادی هود هُمام هوشیار ---------- هیبت الله هژبر و صحنه ی هِیجا علی است
ی ، یدالله است ، یار و یاور اندر یومِ دین ---------- یِکّه مرد یوم خندق ، فرد بی همتا علی است
اوست بی تحصیل إعطا کرده بر من این بیان ---------- آنکه داده مَر زبان ، این گفته ی شیوا علی است
تا که هستم زنده در هر کار گویم : (یاعلی) ---------- دادرس ، فریاد رس ، بر پیر و بر بُرنا علی است
فاش میگوید (امینی) خائف از تکفیر نیست-----------نَبوَد او یزدان ولیکن خالق الاشیا علی است
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 12:1 توسط sirous
|